خودروهای کمپانی های مختلف از نگاه جرمی کلارکسون
آلفارومئو: اگر چه آلفا با کیفیت ترین خودروی دنیا نیست اما هیچ کس نمی تواند ادعا کند "خودرو دوست" است مگر صاحب یک مدل آلفا باشد.
آستون مارتین: حرف آخر در اصالت، تجمل و به رخ کشیدن، البته به جز مدل سیگنت که یک جوجه آستون مارتین است.(Cygner در لغت به معنای جوجه قو است)
آئودی: با کیفیت اما کمی کسل کننده. خودرویی که دیگر مخصوص مدیران کارخانه های سیمان در آلمان نیست و به خوبی جای خود را در میان جوانان عاشق خودرو پیدا کرده است.
بنتلی: کل مجموعه بنتلی هر روز بیش از پیش "چشایر"ی می شود البته جای تعجب ندارد چرا که در همین منطقه هم تولید می گردد. (کلارکسون اعتقاد دارد که بنتلی خصوصا مدل کانتیننتال آن خودرو محبوب فوتبالیست هاست. از طرفی تعداد زیادی از فوتبالیست های معروف تیم های شمالی انگلستان در منطقه چشایر ساکن هستند.)
ب ام و: ب ام و در حال حاضر خودروهای فوق العاده ای تولید می کند خصوصا این که اخیرا سلیقه آدم های از خود راضی به سمت آئودی سوق یافته است.
بوگاتی: بوگاتی خودرویی است که "جیمز می" ملقب به "کاپیتان آهسته" را قادر ساخت به ماکزیمم سرعت 414 کیلومتر در ساعت دست بابد.
شورولت: اجازه ندهید لوگوی شورولت شما را گول بزند چرا که در حال حاضر این کمپانی به همان اندازه آمریکایی است که رییس جمهور کره جنوبی آمریکایی است!
کرایسلر: به سختی می توانم یک دلیل برای خرید کرایسلر پیدا کنم، مگر اینکه مالیات دهنده به دولت آمریکا باشم و بخواهم بدانم پول مالیاتم صرف ساخت چه چیزی می شود.
سیتروئن: اگر چه این کمپانی در گذشته از هیچ نظر قابل بررسی نبود اما امروزه از طرح های زیبایی بهره مند است.
فراری: فراری در گذشته یک اثر هنری بود اما متاسفانه امروزه به یک محصول علمی تبدیل شده است. خوشبختانه 458 Italia نشان داد فراری می تواند همچنان مانند گذشته باشد.
فیات: شیک، دوست داشتنی اما بی کیفیت.
فورد: محصولی باکیفیت و معقول با قیمت مناسب که برای استفاده روزمره شهری بسیار مناسب است.
هوندا: پیشینه فرمول یک و مهندسی فوق العاده هوندا با تمرکز این کمپانی در بخش متوسط بازار در حال هدر رفتن است.
هیوندای: تا جایی که روح اسپرت و عشق به خودرو مطرح نباشد هیوندای قادر به تولید خودرو های قابل قبولی است.
جگوار: هنوز هم همان خودرو مردان رفیق باز است.
جیپ: یک چهار چرخ متحرک برای کسانی که دسترسی به لندروور ندارند.
کیا: خودرویی که بعد از فروختنش سریع و به راحتی آن را فراموش می کنید.
لامبورگینی: سوپراسپرتی دیوانه و غیر قابل پیش بینی برای کسانی که فکر می کنند فراری خیلی جدی و منظم است. حتی مالکیت آئودی بر لامبورگینی نتوانسته از میزان دیوانگی آن بکاهد.
لندروور: حرف آخر در دنیای چهارچرخ متحرک ها با طراحی نه چندان چشم نواز، البته به جز رنجروور.
لکسس: آن قدر با کیفیت، بی صدا و هوشمند است که بشتر مناسب مدیران ارشد شرکت ها و بانک ها است تا ماشین باز ها.
مازراتی: خودرویی باشخصیت و عمیقا اسپرت که چسم بسته می توان آن را خرید.
مزدا: با توجه به عدم تولید RX8 فقط MX5 است که نام مزدا را بر سر زبان ها نگه داشته است.
مرسدس بنز: کمپانی که قادر است از پیشرانه های دیزلی و هیبریدی کم مصرف گرفته تا موتور های دیوانه کننده AMG و هر چیزی مابین این دو تولید نماید. S کلاس این کمپانی همچنان معیار کلاس خود (رده مجلل) است.
مینی: با نمک، سرگرم کننده و قابل تحسین البته به جز کانتری من که هیچ کدام از صفات ذکر شده در آن دیده نمی شود.
میتسوبیشی: مساوی است با لنسر اوولوشن، مابقی مدل ها را فراموش کنید.
نیسان: GTR با آن روح اسپرت جور تمام کمپانی را به دوش می کشد.
پاگانی: 10 از 10. یک سوپراسپرت فوق العاده که هنگام شتاب گیری با آن فشار را روی جمجمه سرتان حس می کنید.
پژو: خودرو ی پیرمردها
پروتون: همان طور که من با خرید یک گیتار، "جیمی پیج" نمی شوم، پروتون هم صرفا با خرید لوتوس خودروساز نمی شود.
رنو: رنو با نوعی شور و شعف فرانسوی متبرک شده است به طوری که شما را متقاعد می کند کاستی های آن را که کم هم نیستند نادیده بگیرید.
رولزرویس: ب ام و (مالک رولزرویس) به درستی دریافته که رولزرویس باید خودرویی بالقوه وحشی اما بالفعل مجلل و باوقار باشد.
سئات: فولکس واگن با سر و صورت ژولیده و لکنت زبان.
اشکودا: اشکودا بدون این که کسی را به خود جلب کند گستره متنوعی از محصولات قابل اعتماد را تولید می نماید.
سنگ یانگ: محصولات این کمانی توسط یک انگلیسی که در بدو ورود به کره جنوبی عینک خود را گم کرده است، طراحی شده اند!
اسمارت: خودرویی مناسب برای زندگی شهری مدرن، اما نمی توانید خود را مجاب کنید که آن را بخرید.
سوبارو: اگر چه گستره محصولات سوبارو متنوع نیست اما معدود محصولاتش یکی بهتر از دیگری است. حیف که ایمپرزا آن روح جنگنده نسل های گذشته را در کالبد خود ندارد.
سوزوکی: تعداد نمایندگی های سوزوکی در سطح اروپا بسیار کم است اما اگر یکی پیدا کردید حتما سوئیفت را مدنظر داشته باشید.
تویوتا: بعد از توقف تولید سلیکا و MR2 محصولات تویوتا دیگر هیچگاه هیجان انگیز نبودند اگر چه همچنان با کیفیت هستند.
واکسهال یا اپل: نمی دانم چطور اتفاق افتاد ولی محصولات این کمپانی به شکلی ناگهانی از طراحی چشم نواز برخوردار شدند، اما همچنان چندان خاطره انگیز برای راندن نیستند.
فولکس واگن: هنور هم گلف را به دوست داران خودرو پیشنهاد می کنم. مابقی محصولات فولکس واگن کسل کننده هستند.
ولوو: همان قانون قدیمی که ولوو را خودرویی خوشایند برای راندن می دانست همچنان صادق است.
منبع : ماهنامه مجله ماشین